بسمه تعالی

اصیل ترین سنگی که هر مومن و جوان شیعه باید در دست داشته باشد بنا بر سفارشات ائمه اطهار علیهم السلام عقیق است .

اما کدام عقیق ؟ آیا منظور ائمه هدی علیهم السلام تنها نوعی از عقیق در کوه و معدنی خاص و نیز در سرزمینی خاص بوده است ؟

اولین پاسخ به این سوال این است که نمیدانیم.

در برخی روایات نوع عقیق ذکر شده است مانند روایاتی از امام صادق علیه السلام که ضمن اشاره به طرز فوت دلخراش مردی فرموده بودند : اگر انگشتر عقیق یمانی در دست داشت به این صورت و در این زمان از دنیا نمیرفت .

همچنین روایات دیگری از امام جعفر صادق علیه السلام نقل شده است که امام علیه السلام فردی را در بین راه مشاهده فرمودو فرمودند : عقیق یمانی در دست کن تا ضرر و زیانی از جانب حاکم غاصب به تو نرسد .

این دسته از روایات نشان میدهند که مراد و منظور ایمه اطهار علیهم السلام از عقیق ، کوه خاص و مشخصی در سرزمین یمن بوده است .

اما دسته ی دیگری از روایات کلمه عقیق را بدون تخصیص بر زبان مبارکشان جاری ساخته اند مثل آن روایت معتبر از امام صادق علیه السلام که فرمودند از نشانه های مومن پنج چیز است و یکی داشتن انگشتر عقیق در دست راست است .

برای پاسخ به این سوال که به راستی مراد ائمه هدی علیهم السلام هر نوع عقیقی است و با هر رنگ و محل استخراج ؟ یا فقط عقیق های یمنی آن هم در معدن و کوه خاصی در یمن است ؟

برای پاسخ به این سوال باید سه جوابی که ممکن است بتوان برای این سوال در نظر گرفت بپردازیم .

ابتدا این که ممکن است بتوانیم ادعا کنیم روایاتی که دلالت بر عقیق یمن میکنند در مقام تخصیص منظور ایمه هدی علیهم السلام هستند و همانطور که ما در صحبت های روزمره یک بار میگوییم مبلغ هزار تومان به آقای فلانی بدهکارم اما بعد از آن هر بار که میگوییم مبلغی را به فلانی بدهکارم نیازی به تکرار مبلغ نیست .

بلکه چون یک بار به جزئیات آن اشاره کرده ایم دیگر وارد جزئیات نمیشویم و به همین میزان اکتفا میکنیم .

پاسخ دوم برعکس اول است : در این پاسخ میتوانیم دلیل بیاوریم که ذکر کلمه ی یمنی در مقام وصف و مثال بارز است . .

همانگونه که اگر در صحبت هایمان بگوییم خربزه ی مشهدی باعث رفع گرفتگی عروق میشود منظورمان این نیست که خربزه ی غیر مشهدی این خاصیت را ندارد بلکه به دلیل وجود خربزه ی مشهدی در آن فضا و شرایطی که در آن سخن ایراد کرده ایم ، این قید را از باب مثال بکار برده ایم .

برای هرکدام از این پاسخ ها دلایل دیگری اثباتا یا نفیا میتوانیم بیاوریم اما گروه جواهرسرا از آنجا که اصل این سوال جزو اخلاقیات و مستحبات به شمار میرود ترجیح میدهیم با حد اقل و حد اکثر میزان یقین آور کفایت کرده و پاسخ اصلی خود را اینگونه انتخاب کنیم .

یقینا قصد ما از به دست کردن انگشتر استفاده از خواص آن است . آثار و خواص در دست کردن انگشتر به دو قسم وضعی و تکلیفی تقسیم میشوند . اثر تکلیفی آن استحباب و جلب رضای پروردگار است و اثر وضعی ان شامل زیادت رزق و روزی ، حفظ صاحب انگشتر و قبولی دعای دعا کننده است .

یقینا عقیق یمنی استحباب منظور در نزد خداوند متعال را دارد و قریب به یقین ، عقیق غیر یمنی نیز همین استحباب را نزد باری تعالی دارد .

آما آثار وضعی

بعضی از آثار وضعی با قید یمنی بر عقیق حمل شده است و بعضی دیگر بدون اسن قید برا عقیق سرخ و بر عقیق بدون هیچ قید یا وصفی …

بنا بر این یقینا عقیق یمنی سرخ تمام آثار وضعی و تکلیفی مذکور در روایات را با خود برای صاحب آن به ارمغان می آورد . و عقیق سرخ غیر یمنی حد اقل بعضی از آثار و حد اکثر تمام آثار عقیق یمنی را دارد .