ماجرای خندیدن امام رضا علیه السلام هنگام عیادت مریض


روایتی شنیدنی از عيون اخبار الرضا
عيون اخبار الرضا: محمّد بن داود گفت من و برادرم خدمت حضرت رضا عليه السّلام بوديم يك نفر آمد و خبر آورد كه محمّد بن جعفر بحالت احتضار درآمده و چانهاش بند شده حضرت رضا حركت كرد ما هم در خدمت ايشان رفتيم ديديم چانهاش قفل شده. اسحاق بن جعفر و فرزندش با گروهى از آل ابى طالب گريه ميكردند.
حضرت رضا عليه السّلام بالاى سرش نشست نگاهى بچهره او افكنده لبخندى زد.
كسانى كه حضور داشتند از لبخند حضرت رضا ناراحت شدند بعضى گفتند خنده او از روى سرزنش براى عمويش است . امام عليه السّلام خارج شد تا در مسجد نماز بخواند عرض كرديم آقا فدايت شويم در باره شما كسانى كه حضور داشتند موقعى كه خنديدید حرف زدند. حضرت رضا فرمود من تعجب ميكردم از گريه اسحاق بخدا قسم او قبل از محمّد از دنيا خواهد رفت و محمّد بر جنازه او گريه خواهد كرد .
راوى گفت محمّد خوب شد. ولى اسحاق از دنيا رفت.
گروه فرهنگی هنری جواهرسرا — ترویج فرهنگ ناب اسلامی و هنر انگشترسازی سنتی
ساخت انگشترهای دست ساز با الهام از سیره ائمه اطهار علیهم السلام
عقیق سرخ، روایتی از شهادت سردار دلها نشاني كه جهاني شد تصویری ماندگار در حافظه تاریخ سحرگاه سیزدهم...
تاریخچه و خاستگاه عقیق سفری به اعماق زمان ریشههای تاریخی عقیق ریشههای این سنگ زیبا را باید در...
انگشتر عقیق در اسلام | فواید، احادیث و توصیههای پیامبر و ائمه (ع) جایگاه انگشتر در اسلام انگشتر...
توصیهی شنیدنی امام عصر علیه السلام به سردار شهید حاج عبدالله نوریان در رابطه با خرید انگشتر توصیهی...
تجربه و دیدگاه خود را با دیگر خوانندگان به اشتراک بگذارید.
یکی از راه های زیر را برای ارتباط انتخاب کنید
سلام بسیار زیبا و جذاب است. باتشکر