وصیت پیامبر به امیرالمومنین و بخشیدن انگشتری

عباس عرضكرد يا رسول اللَّه ص هر گاه ميدانيد غلبه با ماست و ما پس از شما بمقام حق پيروز مى‏آئيم و مستقر مى‏شويم اطلاع فرمائيد رسول خدا ص فرمود پس از من درمانده و بيچاره خواهيد شد و سخن ديگرى نفرمود.

اين عده هم با كمال نااميدى از حضور رسول خدا ص مرخص گرديدند رسول خدا فرمود برادر و عمويم را برگردانيد چون حضور يافتند و مجلس منحصر بآنها گرديد پيغمبر اكرم ص بطرف عمويش عباس توجه كرده فرمود اى عمو وصيت مرا مى‏پذيرى و وعده مرا قبول مى‏كنى و قرض مرا ادا مى‏نمائى عباس عرضكرد يا رسول اللَّه عموى تو پيرمرد و عيال‏وار است و سخاء و كرم تو مانند باد وزش داشته و عموى ناتوانت نميتواند بوعده تو قيام كند.

آنگاه به على ع توجه كرده فرمود اى برادر آيا وصيت مرا مى‏پذيرى و بوعده من وفا مى‏كنى و قرض مرا ادا مى‏سازى و امور بازماندگانم را اداره مى‏نمائى عرض كرد آرى فرمان ترا از دل و جان مى- پذيرم و آن را اجرا مى‏كنم.

پيغمبر فرمود نزديك بيا چون پيش رفت على ع را بسينه چسبانيد و انگشترى خود را از انگشت مباركش بيرون آورده فرمود اين انگشترى را در انگشت كن سپس شمشير و زره و تمام سلاحهاى جنگى خود و پارچه را كه در هنگام پيكار بشكم مى‏بسته و لباس جنگ مى‏پوشيده و بكارزار ميرفته حاضر كرده همه را بعلى ع تسليم نمود فرمود بنام خدا بمنزل خود برو.

ترجمه الإرشاد       171     فصل – 52 آخرين روزهاى پيغمبر ….. ص : 165